صفحه 1
استاندارد

پیرمرد جذاب: سرگذشت

سلام

این اولین نوشته منه و مطمئنا بخوبی نوشته های دیگه وبلاگ نیست.

کلا نوشتن برام سخته،

تو حرف زدن و سخنرانی راحتم اما وقتی می خوام چیزی بنویسم دیگه نگو …

تو این مطلب بیشتر دوست داشتم باهام آشنا بشین

خیلی وقتا بهم می گن، تو چرا تفریح نمی کنی، برو بچرخ، بس نیست این همه کار، تو اصلا خوشحال هم میشی؟

بعضی مواقع خیلی خشنی و الان تا جوونی عشق و حال نکنی فردا که پیر شدی پولم داشته باشی فایده نداره !!

 

ادامه مطلب ←

استاندارد

نویسنده دوم

سلااااااااااااااام چشمکمؤدب

خیلی وقته اینجا به خواننده ها سلام نکردم

خسته کننده      با عرض پوزش خسته کننده

از این به بعد نوشته های یه دوست رو هم اینجا میزارم

شاید فرصتی شه وبلاگ از این فاز غم در بیاد تبسم

استاندارد

سوتفاهم!

دقیقا میدونم مشکل از کجاستا

چند وقت پیش بعد مدتها که فکر کردم بهش رسیدم و مشکل و پیدا کردم

مشکل از وقتی شروع شد که پست«دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت» رو گذاشتم.

چون واقعا همیشه یه جای کار هست که خیلیییی ناجور میلنگه!

از ادامه اون قضیه بود که من روز به روز حالم بدتر شد

و چه دلیل خنده داری !!!

خنده دارم نیستا

اصلش بسیار غم انگیزه ولی وقتی به یکی میگی دلیلش اینه میخنده

ادامه مطلب ←